قوانین دادگاه‌ها می‌توانند کاغذها را جابه‌جا کنند، اما هیچ کاغذی نمی‌تواند جای خالی آغوش امن یک مراقب آشنا را برای کودک پر کند. یک وقت‌هایی بزرگ‌ترین عدالت، شنیدن صدای لرزان کودکی است که فقط امنیت بودن در کنار آشنایانش را می‌خواهد.
این مقاله قراره به یکی از حساس‌ترین حوزه‌های تلاقی روان‌شناسی و حقوق یعنی جایگاه «دلبستگی» در دادگاه‌های خانواده و حفاظت از کودکان نگاهی بیندازد. ما می‌خواهیم با کمک تلاش‌های متخصصانی چون دکتر آلیشا لیبرمن و دکتر چارلز زنا، ببینیم چرا تصمیم‌گیری‌های قضایی نباید بدون در نظر گرفتن نیازهای عاطفی کودک انجام شوند. در نهایت به این می‌رسیم که چطور شنیدن «صدای نوزاد» می‌تواند مسیر عدالت را انسانی‌تر کند.

تصمیم‌گیری درباره حضانت و حفاظت از کودکان در دادگاه‌های خانواده، معمولاً بر اساس معیارهای حقوقی و ساختارهای سنتی انجام می‌شود.

با این حال، تحقیقات اجماع‌محور بین‌المللی با حضور متخصصانی چون دکتر چارلز زنا هشدار می‌دهند که اگر کیفیت پیوندهای دلبستگی در این تصمیمات نادیده گرفته شود، بهای سنگینی بر دوش سلامت روان کودک گذاشته خواهد شد.

جان بالبی سال‌ها پیش گفته بود که عشق و حضور مراقب اصلی در سال‌های اولیه، برای روان انسان به اندازه اکسیژن و غذا حیاتی است. وقتی دادگاه‌ها بدون در نظر گرفتن این پیوندها، حکم به جدایی‌های اجباری یا جابجایی‌های ناگهانی می‌دهند، آثار مخربی بر معماری مغز و امنیت روانی کودک باقی می‌گذارند.

در این میان، رویکردهای پیشروی متخصصانی مانند دکتر آلیشا لیبرمن (مدیر مرکز تحقیقات تروما UCSF) به دادگاه‌ها و سیستم‌های رفاهی یادآوری می‌کند که حتی در خانه‌هایی که با چالش روبه‌رو هستند، حفظ تداوم رابطه با مراقبان اصلی معمولاً بسیار امن‌تر از انتقال کودک به مؤسسات ناشناخته است.

مدل‌های درمانی مانند روان‌درمانی والد-کودک به سیستم قضایی نشان می‌دهند که به جای قطع کردن و پاک کردن صورت‌مسئله، باید به سمت ترمیم پیوندها حرکت کرد. همکاری میان روان‌شناسان، وکلا و دادگاه‌ها در فضایی «تروما-آگاه»، کلید طلایی نجات کودکانی است که میان قوانین خشک و طوفان‌های عاطفی گرفتار شده‌اند.

فرض کنید دادگاهی قصد دارد کودکی را به دلیل تنش‌های خانوادگی موقتاً از والدینش جدا کرده و به یک مرکز نگهداری بسپارد. با مداخله کارشناسان تروما و استفاده از رویکرد دلبستگی‌محور، قاضی متوجه می‌شود که حفظ رابطه با مراقب اصلی (حتی با وجود چالش‌ها) به همراه نظارت حمایتی، بسیار به نفع سلامت روان کودک است و از اجرای جدایی فاجعه‌بار جلوگیری می‌کند.

بر اساس پژوهش‌های اجماع‌محور دکتر چارلز زنا و اصول تروما-آگاه دکتر آلیشا لیبرمن (۲۰۲۲)، قطع پیوندهای دلبستگی اولیه در دادگاه‌ها باعث فعال شدن سیستم‌های پاسخ به استرس سمی (Toxic Stress) در مغز کودک می‌شود. مداخلات بین‌رشته‌ای قضایی نیازمند درک این ضرورت بیولوژیکی و عاطفی است تا امنیت پایدار برای کودک تضمین گردد.

نکات مهم

  • دادگاه‌های خانواده باید کیفیت پیوندهای دلبستگی و تداوم روابط عاطفی را به عنوان اولویت اصلی در حضانت در نظر بگیرند.