در سالهای اخیر، پژوهشهای حوزه سلامت روان نوزاد توجه ویژهای به توانایی درونی والدین در درک افکار و احساسات فرزندانشان داشتهاند؛ مفهومی که در علم روانشناسی به آن کارکرد بازتابی والدین یا همان ذهنیسازی میگویند.
وقتی کودکی در سنین پیشدبستانی رشد میکند، نقشه ذهنی او هنوز کامل نیست و او برای فهمیدن دنیای پیرامونش به شدت به آینهداری عاطفی والدین وابستهاست. مطالعهای که در ژانویه ۲۰۲۵ در ژورنال سلامت روان نوزاد منتشر شده است، نشان میدهد که بین قدرت ذهنیسازی والدین و درک اجتماعی کودکان رابطه مستقیم و عمیقی وجود دارد.
والدینی که میتوانند پشت هر رفتار پرخاشگرانه، لجبازی یا سکوت کودک، یک «احساس» یا «نیاز» پنهان را ببینند، در واقع یک نقشه راه امن برای فهم روابط انسانی در اختیار فرزندشان میگذارند.
در مقابل، این پژوهش هشدار میدهد که سطوح بالای استرس والدگری میتوانند این ظرفیت ظریف را به شدت تخریب کنند. وقتی مادری یا پدری زیر بار فشار و خستگی شدید قرار میگیرد، بخشهایی از مغز که مسئول همدلی و ذهنخوانی هستند کمتر فعال میشوند و این موضوع ارتباط حساس والد و کودک را دچار چالش میکند.
در این شرایط، کودک فرصت کمتری برای یادگیری مهارتهای اجتماعی و همدلی پیدا میکند. شناخت این مکانیزم به ما یادآوری میکند که حمایت از سلامت روان والدین، تنها راهی برای آرام کردن خودشان نیست، بلکه بنیادیترین روش برای ساختن پایههای اجتماعی و عاطفی نسل آینده است.
فرض کنید کودکی در مهمانی اسباببازیاش را به سمت دیوار پرتاب کرده است. پدری که کارکرد بازتابی بالایی دارد، به جای داد زدن یا تنبیه فوری، کنار او زانو میزند و میگوید: «مثل اینکه از شلوغی اینجا کلافه شدی، درسته؟» این جمله به ظاهر ساده، هیجان متراکم کودک را معنا میکند و به او یاد میدهد چطور رفتارش را بشناسد.
بر اساس مطالعه امیدیا لونگوباردی و همکاران در ژورنال سلامت روان نوزاد (۲۰۲۵)، کارکرد بازتابی والدین نقشی پیشبین در توسعه درک اجتماعی کودکان پیشدبستانی دارد. این پژوهش نشان میدهد که استرس والدگری به عنوان یک عامل مخرب، با تضعیف ذهنیسازی، روند شکلگیری شایستگیهای اجتماعی کودک را با اخلال مواجه میکند.
نکات مهم
- کارکرد بازتابی یا ذهنیسازی یعنی توانایی والد در درک احساسات و افکار زیربنای رفتار کودک پیشدبستانی.