فهمیدن دنیای درونی یک کودک، زبان واحدی در سراسر جهان ندارد. یک وقت‌هایی پشت هر سکوت آگاهانه یا گفتگوی صمیمانه، مادری ایستاده که به زبان فرهنگ خودش دارد به فرزندش امنیت هدیه می‌دهد.
این مقاله قراره به یکی از تازه‌ترین و جذاب‌ترین پژوهش‌های روان‌شناسی کودک یعنی تأثیر فرهنگ بر مهارت ذهنی‌سازی نگاهی بیندازد. ما می‌خواهیم ببینیم پدران و مادران در جوامع مختلف چطور دنیای درونی فرزندانشان را می‌خوانند. در نهایت به این می‌رسیم که چرا شناخت تفاوت‌های فرهنگی برای حمایت از سلامت روان خانواده یک ضرورت است.

مهارت ذهنی‌سازی یا همان کارکرد بازتابی والدین، کلید اصلی ایجاد دلبستگی ایمن در کودکان به شمار می‌رود، اما این توانایی در بستر فرهنگ‌های گوناگون به شکل‌های متفاوتی خود را نشان می‌دهد. پژوهش‌های پیشتاز منتشر شده در ژورنال سلامت روان نوزاد، با بررسی تطبیقی در دو بافت فرهنگی کاملا متفاوت یعنی بریتانیا به عنوان نماد جوامع فردگرا و کره جنوبی به عنوان نماد جوامع جمع‌گرا، ابعاد تازه‌ای از این مفهوم را آشکار کرده‌اند. در فرهنگ‌های فردگرا، استقلال فردی و بیان صریح کلامی افکار و احساسات اهمیت بالایی دارد و ذهنی‌سازی بیشتر از طریق گفت‌وگوهای مستقیم و نام‌گذاری عواطف بروز می‌کند. در مقابل، جوامع جمع‌گرا بیشتر بر هماهنگی اجتماعی، احترام به ساختارها و درک غیرکلامی متمرکز هستند که این موضوع شیوه‌ی ابراز ذهنی‌سازی را در والدین تغییر می‌دهد. این تفاوت‌های ساختاری نشان می‌دهند که متخصصان سلامت روان نباید از یک متر واحد برای سنجش رفتارهای تربیتی در همه‌ی فرهنگ‌ها استفاده کنند. پایین بودن برخی شاخص‌های کلامی در یک فرهنگ خاص، لزوما به معنای ضعف در پیوند عاطفی والد و کودک نیست، بلکه بازتابی از سبک ارتباطی آن جامعه است. رویکردهای درمانی مدرن و مداخلات حمایتی باید به صورت فرهنگ‌بنیان طراحی شوند تا ضمن احترام به باورها، آداب و رسوم و ترجیحات زبانی خانواده‌ها، به آن‌ها کمک کنند تا ریشه سلامت عاطفی نسل آینده را به شکلی عمیق و پایدار آبیاری کنند. علاوه بر این، شناخت این تفاوت‌ها از قضاوت‌های زودهنگام بالینی جلوگیری کرده و مسیر دقیق‌تری برای ارتقای سلامت روان کودکان در سراسر جهان هموار می‌سازد.

فرض کنید کودکی در یک خانواده بریتانیایی احساس خشم خود را با جملات صریح بیان می‌کند و والد آن را کلامی پاسخ می‌دهد، در مقابل، در یک خانواده کره‌ای، کودک با نشان دادن نشانه‌های ظاهری غیرکلامی در آغوش والدین آرام می‌گیرد. هر دو والد در حال ذهنی‌سازی و درک نیاز فرزندشان هستند، اما ابزار فرهنگی متفاوتی را به کار می‌گیرند.

پژوهش منتشر شده در ژورنال سلامت روان نوزاد به بررسی تطبیقی ذهنی‌سازی والدین در بریتانیا و کره جنوبی پرداخته است. این مطالعه نشان می‌دهد که اگرچه ظرفیت بازتابی یک مفهوم جهانی برای دلبستگی است، اما ابزارهای سنجش و شیوه‌های ابراز آن تحت تأثیر ارزش‌های فردگرایی و جمع‌گرایی قرار دارند و مداخلات بالینی نیازمند رویکردی حساس به فرهنگ هستند.

نکات مهم

  • ذهنی‌سازی والدین شامل شاخص‌هایی مانند ذهن‌خوانی و کارکرد بازتابی است که در بستر فرهنگ‌های مختلف به شکل‌های متفاوتی بروز می‌کند.