بسیاری از ما این باور سختگیرانه را در ذهن داریم که یک پدر یا مادر خوب باید همیشه آرام، پرانرژی و بدون نقص باشد. وقتی درگیر خستگی، سوگ، اضطراب یا روزهای سخت زندگی میشویم، این تصور ایدهآلگرایانه باعث میشود احساس گناه کنیم و فکر کنیم داریم به روان کودکمان آسیب میزنیم.
کتاب «رواندرمانی با نوزادان و کودکان خردسال» با رویکردی انسانی به ما یادآوری میکند که کودکان نیازی به والدین بینقص ندارند؛ آنها به والدینی «به اندازه کافی خوب» و حاضر در صحنه نیاز دارند.
مدل والدگری درمانبخش نشان میدهد که حتی در میان بحرانها و روزهای تاریک عاطفی، قدرت ترمیم و بازسازی رابطه همیشه در دستان خود ماست. وقتی والد میپذیرد که خسته است یا اشتباه کرده، و با این حال تلاش میکند با نگاهی صمیمی و هماهنگ به کودکش وصل شود، در واقع درس بزرگی از تابآوری به او میآموزد.
پاسخگویی حساس به معنای این نیست که هیچوقت غمگین یا کلافه نباشیم؛ بلکه یعنی هر بار که فاصله افتاد، با یک آغوش صمیمی یا یک گفتوگوی ساده، دوباره به سمت هم برگردیم.
این حضور واقعی و انسانی است که سیستم عصبی کودک را آرام میکند و به او نشان میدهد که جهان، حتی با وجود روزهای سخت، مکانی ایمن برای زیستن است.
فرض کنید پدری بعد از تحمل یک روز پر از استرس کاری، حوصله بازی کردن با کودکش را ندارد و با لحنی سرد از او میخواهد تنهایش بگذارد. او بلافاصله متوجه نگاه غمگین کودک میشود؛ جلو میرود، روی زمین مینشیند و میگوید: «بابا امروز خیلی خسته و کلافه است، بیایم کمی آرام کنار هم بنشینیم.» این صداقت، بار تنش را از روی فضای خانه برمیدارد.
فرض کنید پدری بعد از تحمل یک روز پر از استرس کاری، حوصله بازی کردن با کودکش را ندارد و با لحنی سرد از او میخواهد تنهایش بگذارد. او بلافاصله متوجه نگاه غمگین کودک میشود؛ جلو میرود، روی زمین مینشیند و میگوید: «بابا امروز خیلی خسته و کلافه است، بیایم کمی آرام کنار هم بنشینیم.» این صداقت، بار تنش را از روی فضای خانه برمیدارد.
نکات مهم
- کمالگرایی و تلاش برای بینقص بودن در والدگری، تنها بار استرس والدین را بیشتر کرده و فاصله ایجاد میکند.
- کودکان به جای والدین بینقص، به حضور صمیمی والدینی «به اندازه کافی خوب» و پاسخگو نیاز دارند.
