برای دههها، ادبیات روانشناسی تحولی و دلبستگی، تمرکز اصلی خود را بر روی رابطه مادر و کودک معطوف کرده بود؛ گویی پدران نقش حاشیهای یا صرفاً حمایتی در این میان داشتند.
اما انتشار متآنالیز جامع فیلیپ ترپیاک و همکاران در فوریه ۲۰۲۵ در ژورنال سلامت روان نوزاد (IMHJ)، چشمانداز تازهای را پیش روی متخصصان گشود.
این پژوهش برای نخستین بار به صورت سیستماتیک دادههای مربوط به ذهنیسازی والدین را در هر دو والد مقایسه کرد و به یک نتیجه خیرهکننده رسید: ظرفیت ذهنیسازی در پدران—یعنی توانایی درک و تفسیر رفتار کودک بر اساس حالات ذهنی زیربنایی—به همان اندازه مادران در پیشبینی نتایج رشدی، تنظیم هیجانی و سلامت روان کودک اهمیت دارد.
اگرچه شیوههای ابراز این ذهنیسازی ممکن است تفاوتهای ظریفی داشته باشد (مثلاً تمرکز بیشتر مادران بر کلامیسازی احساسات در مقایسه با حضور فعال پدران در بازیها و تعاملات فیزیکی)، اما مکانیسم اثرگذاری آنها بر ساختار عصبی دلبستگی ایمن یکسان است.
این یافتههای علمی یک پیام روشن برای بالینگران و سیستمهای درمانی دارد: مداخلات سلامت روان نوزاد نباید مادرمحور باقی بمانند. حضور فعال پدران، سنجش کارکرد بازتابی آنها و بهکارگیری ابزارهایی مثل ویدیو-بازخورد برای پدران، شاهکلیدی است که میتواند معماری مغز کودک را بیمه کرده و چرخههای مشکلات رفتاری را از ریشه متوقف کند.
وقتی یک پدر یاد میگیرد که به جای سرزنش کردن گریههای کودک، به دنبال کشف دنیای درونی او باشد، در واقع امنترین بستر را برای رشد عاطفی فرزندش فراهم میکند. این رویکرد جدید به ما یادآوری میکند که تربیت فرزند یک پروژه دونفره است که به حضور کامل و آگاهانه هر دو والد نیاز دارد.
پدران با حضور عاطفی و ذهنآگاهانه خود میتوانند سهم بزرگی در کاهش اضطرابهای خانوادگی داشته باشند و به کودک نشان دهند که دنیا جای امنی برای ابراز احساسات است.
شاید این صحنه براتون آشنا باشه که کودکی از رفتن به مهدکودک ترسیده و گریه میکند. مادر با کلام و دلداریهای آرامبخش تلاش میکند او را تسکین دهد، اما پدر با نشستن همسطح کودک، بازی کردن با ماشین اسباببازی و بازسازی حال و هوای درون او فضایی میسازد که کودک آرام گیرد. این واکنش نشان میدهد که پدر چطور با مهارت ذهنیسازی، سیستم استرس کودک را تنظیم میکند.
بر اساس متآنالیز ترپیاک و همکاران در ژورنال سلامت روان نوزاد (۲۰۲۵)، مکانیزمهای عصبی مرتبط با پاسخگویی حساس و تعاملات دلبستگی ایمن در سیستم عصبی پدران و مادران کارکرد مشابهی دارد. فعالسازی ظرفیت ذهنیسازی در هر دو جنس، مسیرهای عصبی مربوط به تنظیم هیجان و توسعه قشر پیشپیشانی را در مغز در حال رشد کودک تقویت میکند.
