دوره نوپایی پر از تناقضهای شگفتانگیز است؛ از یک طرف با جملهمصمم «من خودم انجام میدم!» روبهروییم که نشاندهنده تولد استقلال فردی است، و از طرف دیگر با چسبیدنهای ناگهانی، گریه هنگام جدا شدن و پناهبردن به آغوش والد مواجه میشویم.
کتاب «زندگی عاطفی نوپا» به ما یادآوری میکند که این رفتارهای دوگانه، نشانه دودلی یا لجبازی نیست؛ بلکه پویایی طبیعی سیستم دلبستگی در این سن است. کودک برای کشف دنیای بزرگ و ناشناخته اطرافش به شجاعت نیاز دارد، اما این شجاعت فقط زمانی جوانه میزند که او بداند یک «پایگاه امن» پشت سر خود دارد.
وقتی کودک با دنیای تازه روبرو میشود، برای کسب تجربه قدم برمیدارد (استقلال)، اما به محض اینکه حس خطر، خستگی یا ترس به سراغش بیاید، مثل یک بومرنگ به سمت آغوش والد برمیگردد تا دوباره باتری عاطفیاش شارژ شود (وابستگی).
اگر در این میان، والد با بیحوصلگی، تمسخر یا اصرار بر استقلال زودهنگام («تو دیگه بزرگی، نترس!») واکنش نشان دهد، کودک احساس ناامنی میکند. در مقابل، پذیرش صمیمانه این نوسانات و آغوشی باز برای بازگشت او، به مغز کودک پیام میدهد که استقلال به معنای طرد شدن نیست و او هر زمان که بخواهد میتواند به امنترین پناهگاه دنیا برگردد.
فرض کنید کودکی در پارک با هیجان به سمت سرسره میدود، اما ناگهان با دیدن یک سگ یا شلوغی بچهها، ترسیده و دواندوان به سمت مادر برمیگردد و لباس او را محکم میگیرد. مادری که این نیاز را درک میکند، خم میشود، او را در آغوش میگیرد، اجازه میدهد کمی آرام شود و با صدایی گرم میگوید: «دیدی شلوغ بود؟ هر وقت خواستی دوباره با هم میریم.» همین دلگرمی، آرامش را برمیگرداند.
بر اساس مفاهیم کتاب «زندگی عاطفی نوپا» (دکتر آلیشا لیبرمن)، توازن میان سیستم اکتشاف (Exploration system) و سیستم دلبستگی (Attachment system) در کودکان نوپا نیازمند وجود «پایگاه امن» (Secure base) است. پاسخگویی حساس والد به رفتارهای بازگشتی کودک، به تنظیم هورمونهای استرس کمک کرده و به او اجازه میدهد با اعتمادبهنفس بیشتری به محیط اطراف بازگردد.
نکات مهم
- نوسان میان استقلالطلبی و تمایل به چسبیدن به والد، رفتاری کاملاً طبیعی و نشاندهنده تکامل عاطفی در دوره نوپایی است.