انتقال به نقش والدگری برای هر انسانی پر از دگرگونی است، اما برای کسانی که سایه سنگین تروما و بدرفتاریهای دوران کودکی را با خود حمل میکنند، این مسیر رنگ و بوی دیگری دارد.
پژوهشهای تازه نشان میدهند که بسیاری از این والدین با انگیزهای بسیار قوی و توأمان با استیصالی عمیق برای تکرار نکردن اشتباهات والدین خود وارد این دنیا میشوند.
آنها عزم جدی دارند تا محیطی امن، متفاوت و سرشار از آرامش برای فرزندانشان بسازند و زنجیره انتقال بیننسلی آسیبها را پاره کنند. با این حال، واقعیت این است که استرسهای طبیعی نگهداری از نوزاد میتواند زخمها و تروماهای مدفونشده درون روان فرد را دوباره بیدار کند و بر کیفیت رابطه زوجی و توانایی تنظیم هیجانی آنها سایه بیندازد.
در این میان، دلبستگی که ریشه در نخستین تعاملات انسانی دارد، نقشی حیاتی ایفا میکند. والدینی که در کودکی از دلبستگی ایمن محروم بودهاند، اکنون برای برقراری پیوندی سالم و شفابخش با فرزند خود، به حمایتهای امن و روابط پایدار نیاز مبرمی دارند.
مفهوم والدگری درمانبخش به همین نقطه تعلق دارد؛ رویکردی که به پدر و مادرها کمک میکند تا با استراتژیهای دلبستگیمحور، آثار مخرب گذشته را ترمیم کنند و تابآوری را به خانه بیاورند.
وقتی به این مسیر نگاه میکنیم، درمییابیم که اگرچه بار این گذشته دردناک سنگین است، اما همین میل عمیق به تغییر، میتوانند نیروی محرکه قدرتمندی برای یادگیری مهارتهای نوین و خلق سرنوشتی متفاوت برای نسل بعد باشد.
فرض کنید پدری که در کودکی با خشم شدید روبهرو بوده، هنگام گریه مداوم و کلافهکننده نوزادش احساس اضطراب شدیدی میکند. او به جای تکرار رفتارهای گذشته، با آگاهی نفس عمیقی میکشد، بغض خودش را فرو میخورد و با دستانی آرام و امن، نوزاد را در آغوش میگیرد تا به او بفهماند که این خانه جای امنی است.
مطالعهای که در ژوئن ۲۰۲۶ در ژورنال سلامت روان نوزاد منتشر شده است، موضوع تطبیق زوجین با والدگری در زمینه بدرفتاریهای دوران کودکی را با تمرکز بر انگیزه استیصال برای تکرار نکردن اشتباهات بررسی میکند. این پژوهش نشان میدهد که چگونه چالشهای روانشناختی این مسیر با نیاز به دلبستگی ایمن، روشهای والدگری درمانبخش و ضرورت مداخلات تخصصی ترومامحور پیوند خورده است تا سلامت روان خانواده از بدو تولد محافظت شود.
نکات مهم