دانشمندها متوجه شدن که این رفتارها بر اساسِ سازوکارهایِ مغزی و رفتاری، زیرمجموعههایِ مختلفی دارن.
بعضیها برایِ گرفتنِ حسِ لذت و پاداش (مثلِ لایک گرفتن یا برنده شدن تویِ بازی) سمتِ اینترنت میرن. بعضیهایِ دیگه از اینترنت به عنوانِ یک «پناهگاه» استفاده میکنن تا از استرسهایِ دنیایِ واقعی فرار کنن. و گروهی هم مشکلشون در کنترلِ تکانههاست؛ یعنی مغزشون در متوقف کردنِ رفتارهایِ تکراری، دچارِ چالشه.
این یعنی الگویِ مغزیِ نوجوانی که تویِ بازی غرق شده، با نوجوانی که تویِ شبکههایِ اجتماعی دنبالِ تأییده، زمین تا آسمون متفاوته.
شاید این صحنه براتون آشنا باشه. نوجوانی که گوشی رو از دستش نمیذاره و وقتی میخواید ازش بگیرید، کلافه میشه.
شاید همیشه مشکل از «خودِ اینترنت» نباشه.
گاهی اون گوشی، تنها جاییه که نوجوان حس میکنه میتونه «آروم بگیره» یا «دیده بشه».
نکات مهم
- اینترنت برای هر نوجوان یک «معنای» متفاوت داره؛ اولین قدم، درکِ اینه که فرزندتون اونجا دنبالِ چی میگرده.
- اگر ریشهیِ این رفتار، اضطراب باشه، محدود کردنِ گوشی بدونِ یاد دادنِ مهارتهایِ مقابله با استرس، فقط اضطرابش رو بیشتر میکنه.
- راهکارهایِ کلی برایِ همه جواب نمیده؛ شناساییِ ریشهیِ مغزیِ این رفتار، کلیدِ اصلیِ کمک به اونهاست.
جمعبندی
شاید لازم نباشه از فردا قانونهایِ خیلی سختگیرانه بذاریم. گاهی همین که به جایِ جنگیدن با «زمانِ استفاده»، سعی کنیم با کنجکاوی بفهمیم اون تویِ اون فضایِ دیجیتال دنبالِ چی میگرده، میتونه شروعِ خیلی خوبی باشه تا کمکم رابطهیِ اون رو با دنیایِ بیرون هم بهتر کنیم.