چیزی که پژوهشگران کشف کردن اینه که این مسیر، موازی و متصله. به این معنی که بیشفعالی و مشکلاتِ عاطفی در طولِ زمان همدیگه رو تقویت میکنن.
اگر کودکی علائمِ شدیدترِ بیشفعالی داشته باشه، احتمالِ اینکه در سالهایِ بعد با چالشهایِ خلقی روبرو بشه، بیشتره. اما نکتهیِ امیدبخش اینجاست که این یک «حکمِ قطعی» نیست.
خیلی وقتها اگر چالشهایِ کودکی بهدرستی مدیریت بشن، مسیرِ عاطفیِ فرد در بزرگسالی تغییر میکنه.
شاید این صحنه براتون آشنا باشه. نوجوانی که بعد از یک روزِ پر از تلاش برایِ «آروم نشستن» یا «تمرکز کردن»، وقتی به خونه میرسه، ناگهان کلافه میشه یا بغض میکنه.
شاید همیشه این واکنشها به خاطرِ خستگیِ درسی نباشه.
گاهی اینها بازتابِ فشاریه که اون برایِ تطبیق دادنِ خودش با دنیایِ اطرافش تحمل کرده.
نکات مهم
- نوساناتِ خلقی و اضطرابِ کودکِ بیشفعال رو بخشی از مسیرِ رشدش ببینید؛ نه چیزی که باید «حذف» بشه.
- درمانِ بیشفعالی فقط تمرکز نیست؛ مهارتی که به کودک کمک کنه با احساساتش دوست بشه، ارزشِ خیلی زیادی داره.
- مداخلهیِ زودهنگام و آموزشِ مهارتهایِ مقابله با استرس، میتونه مسیرِ زندگیِ اون رو تویِ بزرگسالی کاملاً تغییر بده.
جمعبندی
شاید لازم نباشه دنبالِ راهحلهایِ خیلی عجیب و غریب بگردیم. گاهی همین که کنارش باشیم، به احساساتش اعتبار بدیم و بهش کمک کنیم تا کمکم یاد بگیره چطور با تنشهاش روبرو بشه، بهترین حمایتیه که میتونیم ازش داشته باشیم.